IMG-LOGO

36 0 ثبت نظرات

نکات تفسیری سوره شریفه اسراء - آیات 61 و 62 و 63

2 ماه قبل

نکات تفسیری سوره شریفه اسراء - آیات 61 و 62 و 63 ، با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما دوستان عزیز به درگاه پروردگار یگانه، امروز در خدمتتون هستم با نکات تفسیری سوره شریفه اسراء، آیات 61 و 62 و 63 که ارتباط معنایی با نکات تفسیری روز پیش داره.

 

 

 اگه خاطرتون باشه دیرزو موضوع آیات این بود که شیطان روز قیامت خطاب به آدم‌هایی که دنباله‌روش بودن میگه من اصلا نمی‌پذیرم اینکه شما بخوایید تقصیر رو گردن من بندازید، شما خودتون بودید که دعوت من رو پذیرفتید شما اراده و اختیار و انتخاب داشتید، میتونستید دنباله‌رو من نباشید، در اطرافتون هم طنین دعوت‌های من بود هم طنین دعوت خداوند بود، خداوند دعوتش حق و درست بود و دعوت‌های من پوشالی و سراب بود، اما شما خودتون بودید که دعوت من رو می‌پذیرفتید و دنبال من می‌آمدید، شما دچار وسوسه‌ها و تحریکات من می‌شدید، پس من مقصر نیستم و نمی‌پذیرم و خودتون مقصر هستید. امروز در پاسخ به سوالی که معمولا در ذهن ما آدم‌ها هست یه سری نکات تفسیری رو از این آیات شریفه خدمتتون عرض می‌کنم. سوال اینه که ما با خودمون میگیم که چرا واقعا انسان‌ها بجای اینکه دعوت خداوند و رسولانش رو بشنوند و بپذیرند دنباله‌رو شیطان می‌شوند؟ که به این آیات می‌رسیم:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» 
« وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا»

به یاد آور اون زمانی رو که به فرشتگان گفتیم سجده کنید، همه سجده کردند بجز ابلیس. که ابلیس گفت آیا من سجده کنم به کسی که او را از گل آفریدی؟ در این آیه داره اشاره می‌کنه به اون عاملی که باعث میشه انسان‌ها به گمراهی کشیده بشوند. فرشتگان یعنی عوامل و دست‌اندرکارانی که امور جهان رو دارند به فرمانروایی خداوند عالم انجام می‌دهند، حالا یه مقدار ما باید ذهنیتمون رو اینجا در رابطه با فرشتگان تغییر بدیم، ما همیشه در تصاویر فرشتگان رو به این صورت می‌دیدیم که یا دختربچه‌هایی هستند یا دختران زیبایی هستند که بال دارند، و این‌ها رو به ما می‌گفتند فرشتگان هستند و در ذهن ما یه همچین تصویری نقش بسته، اما چنین چیزی نیست، بنابر اشارات قرآن حکیم، فرشتگان موجوداتی هستند که، بهتره بگیم نیروهایی هستند که دارند به انسان‌ها خدمت می‌کنند، در اون راه و مسیری که انسان‌ها انتخاب می‌کنند برای زندگیشون این فرشتگان هستند که دارن به انسان خدمت می‌کنند که انسان به هدف‌های خودش در زندگیش برسه. خداوند به فرشتگان یا همون نیروهای جهان فرمان داد تا به انسان سجده کنید، سجده یعنی چی؟ یعنی اینکه در خدمت انسان باشید. سجده‌ی ما هم در نماز نشانه‌ی این هستش که خداوندا من در برابر تو تسلیم و رام هستم، من بنده‌ی فرامین تو هستم، من در برابر قوانین و نظاماتی که در جهان بر پایه عدلت قرار دادی و هرگز هم تغییر نمی‌کنه، من تسلیمم، من طغیان نمی‌کنم، من عصیان نمی‌کنم، این معنای سجده‌ی ما در نمازهامون هست. و باید بدونیم که اگر یک لحظه، فقط خداوند یک لحظه اکسیژن رو قطع کنه، یا قلبمون از کار بیوفته، این یعنی پایان زندگی، پس ما باید تسلیم محض باشیم در برابر خداوندی که صفر تا صد زندگیمون در دست این فرمانروای عالم هست. پس سجده نیروهای هستی در برابر انسان یعنی اینکه اونا باید تمام آگاهی‌هاشون رو در خدمت انسان و رشد و تکاملش قرار بدهند. میشه گفت نقش این فرشتگان نقش همون معلمانی هست که در مدرسه هرکدموشون بنا بر آگاهی‌شون دارن علمشون رو در اختیار دانش‌آموز قرار می‌دهند، مثلا معلم فیزیک دانشش در رابطه با فیزیک رو داره در اختیار دانش‌آموز قرار میده، معلم ریاضی دانش ریاضیش رو داره در اختیار دانشجوش یا دانش‌آموزش قرار میده. خداوند بارها در قرآن گفته من کوه و دشت و دریا و خورشید و ماه و ستارگان رو کلا همه چیز رو در خدمت انسان قرار دادم تا همگی به یک هدف برسند. اونها سجده بر انسان می‌کنند تا انسان در مسیر رشد و تعالی قرار داشته باشه. یه داستانی هست که اینجا براتون میگم، معروف هست که شیخ بهایی که امام جماعت مسجد شیخ لطف الله اصفهان بودند، یه روزی درحال آماده شدن برای نماز بودند و می‌بینند که یه آدم ساده‌ی روستایی میاد وارد مسجد میشه خیلی سریع وضو می‌گیره و خیلی تند و سریع نمازش رو می‌خونه و راه میوفته که بره، شیخ بهایی خیلی ناراحت میشه و عصبانی، بهش میگه مرد حسابی این چه نمازی بود که خوندی؟ خودت رو مسخره کردی یا خدای خودت رو؟ این بنده‌ی خدا خیلی ناراحت میشه کلی خجالت می‌کشه، میگه ما عامی هستیم سواد درست و درمون که نداریم، من معنای نمازم رو درست نمی‌دونم، همین رو می‌دونم که باید روزی پنج بار دربرابر خداوندم بایستم به نماز و با همون نمازی که می‌خونم بگم خدایا من هنوز بنده‌ی تو هستم، من رام و تسلیم تو هستم، من طغیان نکردم، من عصیان نکردم، میگن شیخ بهایی خیلی خجالت زده میشه، سرشو میندازه پایین میگه ما با چه آداب و تشریفاتی نیم ساعت، یک ساعت نمازمون طول می‌کشه، اما حواسمون هزار جای دیگه هست  فکر می‌کنیم که داریم نماز هم می‌خونیم، اما تمام فلسفه نماز در جملات همین آدم روستایی و به ظاهر بی‌سواد بود که ما نمازمون اصلا معناش این هست که خدایا من بنده‌ی تو هستم، من رام و تسلیم تو هستم، من عصیان و طغیانی ندارم در برابر تو، تنها فرمانروای عالم. پس به تمام نیروهای عالم خداوند فرمان داد که شماها باید همگی در خدمت انسان باشید که گفتم این مثل همون کاری هست که معلمان در مدارس برای دانش‌آموزان دارند انجام می‌دهند، آگاهی‌هاشون رو در اختیار بچه‌ها قرار می‌دهند، این مفهوم واقعی سجده هست. خداوند به فرشتگان می‌فرماید این انسانی که من خلق کردم و از روح خودم در اون دمیدم شما همگی در خدمت این باشید، البته خدمت نه به اون معنی که شما باید براش نوکری کنید یعنی که همتون کمک کنید به انسان تا بیاد بالا. شما اونچه که دارید به انسان آموزش بدید تحویل بدید تا بتونه رشد کنه، تکامل پیدا بکنه. اصلا منظور این نبوده که خداوند انسان رو خلق کرده گذاشه وسط و حالا به فرشتگان فرمان داده حالا بیایید سجدش کنید و اونهام سجده کردند، اینطور نیست. همه فرشتگان سجده می‌کنند الا ابلیس، ابلیس از ریشه بلس هست به معنای مایوس، شیطان اصلا نام دیگه‌ای داشته اما به خاطر صفتش که مایوس از رحمت خداوند شد بهش میگن ابلیس. اون موجود مایوس از رحمت خداوند سرپیچی می‌کنه از فرمان خدا. اینجا یک نکته بسیار بسیار قابل تامل درش هست و اون اینکه تمام نیروهای طبیعت برای انسان، برای رشد انسان مفید هستند مگر ابلیس که سمبل و مصداق سرکشی، طغیان، تعصب، منیت و خودخواهی هست، یعنی انسان تو این راه‌ها اصلا نباید قرار می‌گرفت. شیطان یا همون ابلیس میگه به کسی سجده کنم که تو اون رو از گل آفریدی؟ یعنی یه تعصب، این منیت هست که مادر تمام اختلافات هست. میگه من رو از آتش آفریدی اون رو از خاک، در سلسله مراتب تکامل آفرینش، آتش خب یک پله بالاتر از خاک هست، مثل اینکه بعضی ها رو می‌بینیم که مدام میگن نژاد ما برتر هست، خاندان ما برتر هست، اینا منیت هست، اینکه مدام به داشته‌هامون فخرفروشی کنیم. شیطان در واقع با تکبر بود که از شرایط بهشتی رانده شد. آیه 62:

«قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلً»

ابلیس گفت که اینه اون کسی که به من برتری دادی؟ در قرآن بارها خداوند، در همین سوره هم هست، می‌فرماید که ما بنی آدم را خیلی گرامی داشتیم با این استعدادی که درش قرار دادیم، ما در دریا و در خشکی اون رو حمل کردیم، یعنی بهش امکانات دادیم تا در دریا سفرهای تجاری و تفریحی داشته باشه، یعنی دریاها رو مسخر او کردیم، کوه‌ها رو مسخر او کردیم تا بر طبیعت سلطه داشته باشه بر بسیاری از اونچه که آفریدیم انسان رو برتری دادیم، البته نمیگه بر تمام موجودات ولی مگه بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردم برتری دادمش حالا ابلیس با یه حالتی انگار که داره با خداوند جدل می‌کنه میگه تو اون موجود رو بر من برتری دادی و به من میگی بر اون سجده کنم؟ حالا اینجا میگه که اگر به من تا روز قیامت مهلت بدی، میگه لاحتنکن ذریته الا قلیل، میگه اگر به من مهلت بدی، زمان بدی تا روز قیامت، لاحتنکن، اون لامی که اول اومده، تاکیده، نون آخرش هم یه تاکید ثقیله هست، این کلمه احتناک بوده درواقع،
یعنی افسار زدن، میگه اگر به من مهلت بدی به گردن همشون افسار می‌زنم، خب حیوانات رو افسار می‌زنند، اینجا یه داستان دیگه رو خدمتتون عرض کنم، روایت هست که مقدس اردبیلی در خواب ابلیس رو می‌بینن که در دستش ریسمان‌های زیادی رو داره با ضخامت‌های مختلف، ازش می‌پرسه این ریسمان‌هایی که در دست تو هست چی هستند؟ میگه اینا برای بندگان مختلف منه، میگه یعنی چی؟ میگه این ریسمانی که خیلی کلفت هست برای فلانی هست که خیلی سخت می‌تونم به سمت خودم بکشمش، این که نازکه برای فلانی هست که خیلی راحت میاد، اینجا شیخ اردبیلی می‌پرسه که طناب من کجاست؟ میگه تو که اصلا احتیاج به طناب نداری، خودت بدون طناب به سمت من می‌آیی که شیخ اردبیلی خیلی وحشت زده از خواب می‌پرند، شیطان هرکسی رو با یک طنابی با چیزی می‌کشه سمت خودش، حالا اون طناب چیه، هرکدوم طنابمون یک چیزی هست، یکی شهوت هست، یکی جاه و مقام هست، یکی تعصب هست، و داریم که آخرین چیزی که از وجود یک مومن از سینه یک مومن، خارج میشه حب جاه و مقام هست که این طناب خیلی محکمی لازم داره. حضرت ابراهیم رو خداوند با فرزندش ابراهیم آزمایش می‌کنه، خدا می‌خواست ببینه اسماعیلش ریسمان به گردن حضرت ابراهیم انداخته یا اینکه حاضره اسماعیل رو برای خدا قربانی کنه... آیه 63:

«قَالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا»

خدا گفت برو، در جواب شیطان خداوند میگه برو هرکاری که می‌خواهی بکن، هرکاری که ازت ساخته است بکن، کسانی که تابع تو بشوند، دنباله‌رو تو بشوند همراه تو کیفرشون همو جهنم هست، همین براشون کافیست، در جای دیگه قرآن آمده که خداوند می‌فرماید جز گمراهان کسی دنباله‌رو شیطان نمیشه، کسانی که عبد من، بنده‌ی من شده باشن هرگز پاسخت تحریکات تو رو نمی‌دهند، تو تسلطی بر اونها پیدا نمی‌کنی اگر عبد من شده باشند، مگر کسانی که گمراه شده باشند، تو کسانی رو می‌تونی به گردنشون افسار بزنی که سرشون رو در برابرت خم کرده باشند...