IMG-LOGO

19 0 ثبت نظرات

نکات تفسیری سوره شریفه بقره – آیات 42 تا 45

یک ماه قبل

نکات تفسیری  سوره شریفه بقره – آیات 42 تا 45، با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و خودسازی‌هاتون به درگاه خداوند یگانه، امروز با نکات تفسیری سوره شریفه بقره آیات 42 تا 45 در خدمتتون هستم.

 

 

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» 
«وَ لاَ تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»

در رابطه با نکات تفسیری این چند آیه من ابتدا توضیحی رو خدمتتون عرض کنم که درآیات قبل آمده، روی صحبت این آیات با قوم بنی‌اسرائیل هست، این افراد چون اولین گروهی بودند که با حضرت رسول به مخالفت برخواستند و اجازه نمی‌دادند که مردم به سمت نبی خداوند بروند و رسالت این پیامبر خدا رو مدام می‌خواستند انکار کنند، روی صحبت با این قوم هست. قوم بنی‌اسرائیل اولین جامعه بشری بودند که که هم پیامبر داشتند و هم کتاب داشتند. تا پیش از این که حضرت رسول به رسالت برسند خب تنها جامعه دینی بودند که عرض کردم هم کتاب داشتند هم پیامبر، آدم‌های باسوادی بودند، کتاب داشتند سواد داشتند پس خودشون رو نسبت به مردم عوام یک سر و گردن بالاتر می‌دونستند. و خب انتظار هم این بود که اونا وقتی حضرت رسول به رسالت می‌رسند چون در کتابشون هم اشاره شده بود به اینکه پیامبری میاد و کتابی میاره، انتظار می‌رفت که اونا اولین کسانی باشند که به حمایت از حضرت رسول اقدام کنند و قدم بردارند. اما اتفاقا همین قوم اولین کسانی بودند که به انکار رسالت و پیامبری حضرت رسول پرداختند و مدام این رسالت و حقیقت این رسالت رو می‌پوشاندند چراکه تعصب و منیت‌هاشون اجازه نمی‌داد که بپذیرند الان پیامبری آمده کتابی آورده و ما باید تمکین کنیم از این نبی خدا و کتابش، چون حضرت رسول مدام می‌گفتند این کتاب نیامده کتاب شما رو نسخ کنه، در این کتاب 16 بار آمده که تورات و انجیل محافظت میشه از طریق قرآن، تایید میشه، اما اونها نمی‌پذیرفتند و می‌خواستند که همچنان خودشون صدرنشین رسالت و ادامه رسالت باشند. درهرصورت روی صحبت این آیات با قوم بنی‌اسرائیل هست به دلیل اینکه مدام انکار می‌کردند رسالت حضرت رسول رو. اینجا می‌فرماید حق رو با لباس باطل نپوشانید، یه تمثیل هست، وقتی شما چیزی رو که مردم باید ببینند بپوشانید و جلوی دیده شدنش رو بگیرید، خب این یعنی چی؟ یعنی کفر، حق رو که نمیشه پوشاند، وقتی که شما حق رو با یک چیزی آلودش کردید، این کتمان میشه، دیده نمیشه در حالی که می‌دونید. یک وقتی هست که آدم نمی‌دونه و از روی نادانی این کار رو میکنه خب اشکالی هم بهش وارد نیست، اما یه زمانی هست که عالما و عامدا حق پوشانده میشه. در نهج‌البلاغه تعبیر جالبی حضرت امیر دارند، می‌فرمایند اگر که قرار بود حق، حق خالص شفاف باشه که بر کسی پوشیده نمی‌ماند، و اگر باطل هم صددرصد باطل بود که خب همه می‌دونستند باطله، پس راه تشخیص حق و باطل یک مقدار گیج کننده هست گویا، در اینجا اون اشکالی که بنی‌اسرائیل میگیره این هست که میگه اون حق خالص رو که شما با خودخواهی‌های قومیتون، با این خرافاتتون پوشاندید، این حق دیگه دیده نمیشه، یک سوال، آیا اسلام الان اسلام واقعی هست؟ اسلامی هست که پیامبر آورده؟ اسلامی هست که خدا خواسته؟ این اسلامی رو که ما مسلمان‌ها داریم با اعمالمون نشون میدیم همون اسلام واقعی هست که باید باشه؟ اگر بر فرض من نوعی اسلام حقیقی رو با سوء رفتاها پوشانده باشم کسی سمت اسلام نمیاد. اینجا ایرادی که میگیره میگه شما با عملکردتون اون حقیقت موسی و تورات رو پوشاندید چون در تورات آمده بود، اشاره شده بود به نبوت حضرت رسول، حصرت محمد مصطفی (ص)، اما اونها می‌پوشاندن این حقیقت رو، اون هم عالما و عامدا نه از روی نادانی، بخاطر منافع شخصی خودشون این کار رو می‌کردند. آیه 43:

«وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعينَ»

می فرماید صلات رو به پا دارید، صلات یعنی چی؟ یعنی روی کردن به خدا  توجه کردن به خدا. و اقیموا الصلاة، اقامه داشتن یعنی اهمیت دادن، جدی گرفتن یاد خدا، و آتوا الزکاة، زکات هم یعنی بخشش به نیازمندان و فقرا. در اینجا رکوع و سجود منظور همین رکوع و سجودی نیست که ما در نمازهامون داریم ادا می‌کنیم، یهودی‌ها که رکوع و سجود مثل ما نداشتند، معنای رکوع یعنی تعظیم کن در برابر دستورات خداوند، تسلیم محض باش، یعنی در برابر فرامین خدا، قوانین خداوند عصیان نداشته باشیم، طغیان نداشته باشیم. آیه 44:

«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ»

می‌فرماید آیا مردم رو به کارهای خوب دعوت می‌کنید، امر می‌کنید در حالی که خودتون رو فراموش کردید؟ البته گویا این همچنان هم در زمانه ما هست، حافظ میگه: 
واعظان چون جلوه در محراب و منبر می‌کنند           چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
یا: 
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
مردم رو باید با عمل‌هامون به خداوند دعوت کنیم. امام صادق (ع) می‌فرمایند: #bدعوت کننده به سوی الله با عملتون باشید.#/b ایرادی هم که بنی‌اسرائیل گرفته شده این بوده اونها مردم رو به سمت دین و دینداری و ایمان و ایثار و انفاق دعوت می‌کردند منتها خودشون رو فراموش کرده بودند. می‌فرماید که شما مردم رو به دین و دینداری دعوت می‌کنید درحالی که نمی‌دونید باید از خودتون شروع بکنید، شما که در کتابتون دارید که باید با عمل مردم رو به دین دعوت کرد، با حرف زدن که موثر واقع نمیشه، چرا عقل‌هاتون رو بکار نمی‌بندید، چرا اندیشه نمی‌کنید که حرف زدن هیچ زمان موثر نبوده. آدم‌ها از روی عملکرد ما رفتارهای ما هست که می‌خوان به اون سمتی بروند که ما رفتیم، اون راهی رو بروند که ما رفتیم، نه اینکه بخوان از روی حرف زدن و نصیحت‌های ما راه زندگیشون رو انتخاب کنند، پس منظور این آیه این هست که عملگرا باشید، اگر حرفی می‌زنید عمل هم بکنید. آیه 45:

«وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ»

استعانت بگیرید از این دو عامل، میگه در مشکلات و در زندگیتون از این دو نیرو استفاده بکنید، یکی صبر یکی صلات. صبر کاری هست که خود انسان باید انجام بده، صبر یعنی مقاومت، یعنی با هر مشکلی خودت رو نبازی، به این میگن صبر. صبری که در قرآن آمده منظور یک حرکت فعال هست، یعنی اینکه شما باید مدام از درون بتونید در برابر اون هواهای نفسانیتون که شما رو یک جا به خشم دعوت می‌کنه، یک جا شما رو به حسادت می‌کشونه و هزاران رذائل دیگه می‌کشونه باید بتونیم که خودمون رو کنترل کنیم...